مواد لازم برای بلاگ نویسی
جولای 4, 2008
یک عدد زبان مادری، یک عدد مک بوک دوست داشتنی، زندگی خوب و رضایتبخش به میزان لازم، تجربه ناموفق وبلاگ نویسی به میزان کافی، توهم نویسنده بودن یک قاشق غذاخوری دو ایکس لارج، تعطیلات تابستانی کسل کننده بعد از فارغ التحصیلی دو ماه.
خب بالاخره تصمیم گرفتم یه جایی برای نوشتن، اونهم به زبانی که باهاش فکر می کنم و احساساتی می شم، درست کنم. این اولین پست من خواهد بود و روزی که متوجه بشم یک هفته است که چیزی ننوشتم اینجا رو تعطیل می کنم. اسم من روزبه است و اون عکسی که اون بالاست منم ( کمتر از دو سال پیش گرفته شده). بیست و هفت سالمه و درست یک ساله که ازدواج کردم (یکی از دلایلی که امشب بالاخره نوشتن رو شروع می کنم اینه که فردا سالگرد ازدواجمونه). همسری دارم که هنوز و همیشه از همه چیز این دنیا و اون دنیا بیشتر دوستش دارم و به نظرم خیلی (هم از نظر کیفی و هم کمی) خوشبختیم. چند وقتی ه (شاید حدود دو سال) که اومدیم سوئد برای تحصیل و الان که دیگه فارغ التحصیل شدیم فهمیدیم که دلمون نمی خواد برگردیم، پس کار پیدا کردیم و از این کشور، مردمش و سیستمش خیلی راضی هستیم. سالهاست (حدودن هفت سال) که به ما بودن عادت کردم و همه چیز زندگیم با دوست سابق و دوست فعلی (همان همسر به قول قدیمی ها) سپری می شه بدون اینکه تنها جایی رفتن و داشتن چیز شخصی برام معنایی داشته باشه. ما روزهای بسیار خوبی در زندگی داریم و شاد هستیم.
اینجا: خیلی ساده خواهد بود. تصمیم دارم فکرهام رو اینجا بنویسم که می تونن راجع به هر چیزی باشن. از اون جایی که هیچ وقت یه پست طولانی رو نمی خونم خودم هم کوتاه می نویسم که خیلی وقت خواننده رو تلف نکنم.
جولای 4, 2008 روی 8:42 ب.ظ
به به تبریک میگم اسمایلی حمایت همه جانبه